خرید بک لینک
انگاری نمیشه ساخت باهاش،نمیشه موند دیگه. یه حس درونیه که نمیذاره باهاش خوب باشم، همیشه دوست دارم له کنمش و خردش کنم، همیشه دوست دارم برونمش. بعضی وقتا فکر میکنم ای کاش با یه ادم جدید اشنا شم یا ای کاش بتونم مثل یه دختر مستقل زندگی کنم، البته نمیشه.. الان دیگه همه میدونن ما باهمیم، یه سال میگذره از

برچسب: نویسنده: نگار زارعی‌نیا تاريخ: جمعه 16 تير 1396 ساعت: 0:06

امروز تو اینستا دنبالش گشتم ، مثل وقتایی که دلم براش تنگ میشه. اون رابطه کم که عمرمو ازم گرفت و بعدش کلی کارای احمقانه کردم و گند زدم به خودم. هنوزم نفهمیدم چرا تموم شد! با اینکه دو سال میگذره و من حسابی مغرور بودم که نبینه شکستنمو اما دوست دارم برگرده و من لهش کنم. فقط نسبت به این یه نفر این جوریم.

برچسب: نویسنده: نگار زارعی‌نیا تاريخ: جمعه 16 تير 1396 ساعت: 0:06

آبان... آذر... دی... بهمن... اسفند... کلی گذشته از آخرین باری که تشنج های مغزیمو اینجا خالی کردم، میدونین چیه؟! شاید از قصد ننوشتم که جار نزنم و نگم که دارم تو چه وضعی زندگی میکنم.. خیلی سوالای بی جوابی تو مغزم بود که تونستم به جواب همشون برسم.. خیلی سوالا.. بذارین از اول بگم... آبان ماه من یه دختر

برچسب: نویسنده: نگار زارعی‌نیا تاريخ: جمعه 16 تير 1396 ساعت: 0:06

بابا بهم گفت تو دعا کن میگن کسایی که گناه نکردن دعاشون زود مستجاب میشه

آخ که چقدر بغض کردم.. اخ که چقدر خفه شدم..

+ نوشته شده در سه شنبه پنجم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 21:13 توسط نویسنده |

برچسب: نویسنده: نگار زارعی‌نیا تاريخ: جمعه 16 تير 1396 ساعت: 0:06

ینی میشه کار داداشم اوکی شه؟

ینی میشه اون گروه هنری قبول کنه که باهاشون همکاری کنم؟

ینی میشه دیگه گناه نکنم؟

پ.ن: دو تای اولی تا فردا معلوم میشه ولی امان از آخری. خدایا خودت دستمو بگیر

پ.ن2: ارشده لعنتی

پ.ن3: استعداد های درخشانو کردن تا آخر ترم 6

پ.ن4: لعنت بهشون

+ نوشته شده در سه شنبه پنجم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 21:18 توسط نویسنده |

برچسب: نویسنده: نگار زارعی‌نیا تاريخ: جمعه 16 تير 1396 ساعت: 0:06

همیشه با خودم تکرار میکنم که بزرگترین گناه آدمیزاد نا امیدیش از خداست ولی کیه که یادش بمونه

+ نوشته شده در سه شنبه پنجم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 21:20 توسط نویسنده |

برچسب: نویسنده: نگار زارعی‌نیا تاريخ: جمعه 16 تير 1396 ساعت: 0:06

احتیاج دارم به یکی بگم tell me some thing good و اونم بهترین چیز دنیا رو که میشه باهاش کاملا آروم شد رو بهم بگه (عین تو فیلما) ولی دوست دارم جنسیت براش تعریف نشده باشه،مثلا پری باشه که نه بشه عاشقم شه نه بشه عاشقشم شم هم بشه عاشقم شه هم بشه عاشقش شم.. و چون چنین چیزی نیست و مستر بیگ در حال آشپزیه پس

برچسب: نویسنده: نگار زارعی‌نیا تاريخ: جمعه 16 تير 1396 ساعت: 0:06

چه خوشحالم که مستر بیگ حتی بدون رنگ و لعاب و لاک و اکسسوری های دیگه بازم منو میخواد. کاملا ساده کنارشم نگاهش همونه، با آرایش و این چیزا کنارشم بازم نگاهش همونه...

پ.ن: از رنگ و لعاب بدم میاد

+ نوشته شده در سه شنبه پنجم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 21:29 توسط نویسنده |

برچسب: نویسنده: نگار زارعی‌نیا تاريخ: جمعه 16 تير 1396 ساعت: 0:06

وای فای تو اتاقم آنتن نمیده، یعنی گوشیم وصل نمیشه بهش ولی لپ تاپم بعضی وقتا میشه و من چقدر خوشحالم از این موضوع، البته وقتایی مثل الان خوشحال ترم میشم. میدونید چرا؟ چون قهرم، با همه. با مامان، مستر بیگ.. یعنی در واقع فقط با همین دو نفر قهرم ولی تازه متوجه این موضوع شدم... تازه فهمیدم دنیام به اندازه

برچسب: نویسنده: نگار زارعی‌نیا تاريخ: جمعه 16 تير 1396 ساعت: 0:06

بعله. بلاخره وقت "هلو سامر" گفتن منم رسیده. بلاخره پروژه های کوفتی تموم شدن. و من مثل همیشه تصورم از تعطیلات کاملا متفاوته با خوده واقعی تعطیلات. فقط یه روز گذشته و من از بیکاری نمیدوم چیکار کنم. بهم سریال معرفی کنید.. بعد از این همه غر زدن بذارین یکم از خودم بگم براتون تو این مدت. من اینجا چیزایی

برچسب: نویسنده: نگار زارعی‌نیا تاريخ: جمعه 16 تير 1396 ساعت: 0:06

صفحه بندی